شاید که آینده از آن ما…

شاید که آینده از آن ما…

یادداشت‌های مطبوعاتی
در باب اهمیت تحصیل دختران افغانستانی در مدارس ایران. منتشر شده در شماره روز ۹ مرداد ۱۴۰۱ روزنامه‌ی شرق. تحصیل کودکان مهاجر در ایران ۱. سال ۱۳۹۷ سفری دو هفته‌ای به افغانستان داشتم. برای عکاسی از موزه ملی افغانستان باید ۱۰۰ افغانی هزینه‌ی اضافه‌تر می‌دادم. زورم آمد. موبایلم را دم در تحویل دادم و فقط به قصد دیدن به موزه رفتم. در بازگشت، بلیط‌فروش موزه که موبایلم را تحویلش داده بودم، سر صحبت را باز کرد. سبیلو بود و رخسارش به هندی‌ها می‌مانست. گفت: «ایرانی هستی؟» گفتم: «بله». گفت: «اوضاع و احوال چطور است؟ تحریم‌ها خیلی وضعیت‌تان را ناجور کرده است؟» گفتم: «بله. ارزش پول‌مان سقوط کرده است و برایم همین ۱۰۰ افغانی اضافه‌تر بابت عکاسی هم گزاف شده». گفت: «ولی همه چیزتان از خودتان است. خودتان خودتان را تأمین…
ادامه مطلب
اتباع خارجی قانونی می‌شوند

اتباع خارجی قانونی می‌شوند

یادداشت‌های مطبوعاتی
این روزها دیدن صف‌های طولانی جلوی دفاتر پیشخوان دولت در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ تبدیل به یکی از مناظر درخور‌توجه شهری شده است. یادداشت منتشرشده در روزنامه شرق روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۱ در مورد اعطای مدرک اقامتی به مهاجران بدون مدرک در ایران. پیمان حقیقت‌طلب، مدیر پژوهش انجمن دیاران: این روزها دیدن صف‌های طولانی جلوی دفاتر پیشخوان دولت در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ تبدیل به یکی از مناظر درخور‌توجه شهری شده است. صف‌های طولانی از مردان افغانستانی با چهره‌های گوناگون که تقریبا شبانه‌روزی است. خیلی‌ها دلیل این صف‌ها را می‌دانند: طرح سرشماری اتباع خارجی بدون مدرک در ایران. طرحی که در اوایل اردیبهشت وزیر کشور از آن خبر داد و گفت مهاجران بدون مدرکی که در این طرح سرشماری شرکت کنند، اقامت کوتاه‌مدت ایران را به دست…
ادامه مطلب
بالاخره این مدرک اقامتی هست یا نه؟!

بالاخره این مدرک اقامتی هست یا نه؟!

یادداشت‌های مطبوعاتی
بلاتکلیفی اتباع دارای مجوز سکونت ادامه دارد. یادداشت منتشر شده در شماره روز ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ روزنامه شرق. پیمان حقیقت‌طلب، مدیر پژوهش انجمن دیاران: به هر نهادی که به نظر ربطی به موضوع داشته، سر زده است. متولد ایران است و در ایران درس خوانده و همان‌قدر که یک ایرانی می‌تواند ایران و نهادهایش را بشناسد، او هم می‌شناسد. نامه‌اش به نهاد ریاست‌جمهوری را درمی‌آورد و نشان می‌دهد؛ نامه‌ای که در آن به نمایندگی از یک جمع، مشکل را خطاب به رئیس‌‌جمهور بیان کرده و برده واحد دریافت شکایات مردمی و ثبت کرده و شماره پیگیری هم گرفته است. حتی پیش معاونان وزارت علوم هم رفته و رو‌در‌رو مشکلش را به آنها گفته است؛ اما آنها گفته‌اند کاره‌ای نیستند و هرچه پلیس مهاجرت و اداره اتباع بگوید، همان است. مشکلش این…
ادامه مطلب
منتظر جمعیت چند‌صدهزار نفری باشید

منتظر جمعیت چند‌صدهزار نفری باشید

یادداشت‌های مطبوعاتی
نگاهی به موج مهاجرتی اخیر از افغانستان به ایران. مقاله منتشر شده در روزنامه شرق مورخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۱. در جهان کریدورهای مهاجرتی مختلفی وجود دارد. دالان‌هایی بین کشورها که همواره مهاجران و جمعیت‌های میلیونی نیروی انسانی بین آنها در حال جابه‌جایی هستند. مکزیک به آمریکا، آفریقا به اروپای غربی، تاجیکستان به روسیه، هندوستان به امارات متحده عربی و... کریدورهای مهاجرتی هستند که همواره در آنها انسان‌ها در حال رفتن به کشور مقصد و بازگشت هستند. دولت‌ها برای کنترل این جریان‌ها ورود قانونی را سخت می‌کنند؛ اما این کریدورها و جریان انسانی جاری در آنها با افزایش سخت‌گیری‌های مرزی متوقف نمی‌شوند. اگر دولت‌ها سخت بگیرند، قاچاق‌بران و ورود غیرقانونی جایگزین می‌شود. افغانستان به ایران هم یکی از کریدورهای مهاجرتی مشهور دنیاست. خروج آمریکا از افغانستان تا ماه‌ها تیتر یک اخبار…
ادامه مطلب
افغانستانی یعنی دیگری

افغانستانی یعنی دیگری

یادداشت‌های مطبوعاتی
یادداشت منتشرشده در سایت دیاران در ۱۰ فروردین ۱۴۰۱. احسان علیخانی در سری جدید برنامه‌ی عصر جدید در سال ۱۴۰‍۱ بار دیگر به مهاجران افغانستانی حاضر در ایران توجه ویژه نشان داد. این بار علیرضا محمدی، کمدینی بود که به عنوان یک استعداد ویژه در میان مهاجران افغانستانی حاضر در ایران به روی صحنه‌ی برنامه‌ی عصر جدید آمد.استندآپ کمدی او پیرامون مشکلات و محرومیت‌های مهاجران افغانستانی در ایران و برخوردهای جامعه‌ی ایران با مهاجران بود. علیرضا محمدی اجرای خود را با تمرکز بر چشم‌های بادامی چهره‌اش (عنصر خاص قوم هزاره در افغانستان) شروع کرد. عنصری از هویتش که تا وقتی غیرافغانستانی به شمار بیاید برای مردم ایران جذاب و بامزه و یادآور سریال‌ها و حاکمان شرق آسیا به شمار می‌آید و وقتی می‌فهمند او افغانستانی است کلیشه‌های صدا و سیما را تکرار…
ادامه مطلب
افغانی‌بگیر در اوج

افغانی‌بگیر در اوج

یادداشت‌های مطبوعاتی
یادداشت پیمان حقیقت‌طلب در روز یک‌شنبه ۵ دی ۱۴۰۰، شماره ۴۱۷۹ روزنامه‌ی شرق در مورد دستگیری و رد مرز مهاجران افغانستانی. «افغانی‌بگیر» تجربه‌ی مشترک خیلی از مهاجران افغانستانی در ایران است. پدیده‌ای که از اوایل دهه‌ی ۷۰ شروع شده و تا به امروز ادامه دارد. پلیس و نیروهای انتظامی به آن می‌گویند: «جمع‌آوری مهاجران غیرقانونی»، اما خود مهاجران افغانستانی به آن می‌گویند: «بگیر بگیر»، «هواخوری اجباری»، «افغانی‌بگیر» و... بصیراحمد حسین‌زاده، روزنامه‌نگار افغانستانی در خاطرات سال ۱۳۷۳ خود می‌نویسد: «این روزها با مهاجرین افغانی در مشهد به شدت برخورد می‌شود. آقای مفیدی استاندار خراسان جدا از دولت مرکزی عمل می‌کند. در تهران و سایر شهرها فقط افراد فاقد مدرک را دستگیر می‌کنند، ولی در مشهد هر افغانی که به دست مأموران افتاد، اگر مدرک نداشت که همان‌جا بلافاصله دستگیر می‌شود و اگر…
ادامه مطلب
۵۵ سال در انتظار یک شناسنامه

۵۵ سال در انتظار یک شناسنامه

یادداشت‌های مطبوعاتی
یادداشت پیمان حقیقت‌طلب در روز سه‌شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰، شماره ۴۱۶۳ روزنامه شرق پیرامون اجرای کند قانون تابعیت فرزندان مادر ایرانی. شاه‌عصمت‌الله می‌گوید همه‌ی مدارکم تکمیل است. برای بچه‌هایم همان اول کار گواهی تولد از ثبت‌احوال گرفتم. فردای روز عروسی با همسر ایرانی‌ام قبل از هر کاری رفتم و درخواست ثبت ازدواج کردم. دو سال طول کشید تا ازدواجم ثبت شود. متولد ایران هستم و هیچ روزی از حضورم در ایران غیرقانونی نبوده. همیشه مدرک اقامتی داشته‌ام. حالا یک سال و نیم است که برای بچه‌هایم طبق قانون جدید درخواست شناسنامه داده‌ام. اما هیچ خبری نیست. دخترم ۷ ساله شده و باید مدرسه برود. اگر با پاسپورت افغانستانی در مدرسه ثبت‌نام شود بعدا باید کلی دوندگی کنم که بگویم دخترم شناسنامه گرفته و ایرانی است. می‌گوید پسر فامیل‌مان این‌طوری شد. بر…
ادامه مطلب
کو شناسنامه؟!

کو شناسنامه؟!

یادداشت‌های مطبوعاتی
بررسی قانون اعطای تابعیت به مادرایرانی‌ها در یک‌سالگی این قانون. منتشر شده در روزنامه شرق مورخ اول مهر ماه ۱۴۰۰. دوم مهر ماه سال ۱۳۹۸ بود که مدینه خبر تأیید نهایی اصلاح قانون تابعیت فرزندان مادر ایرانی را شنید. خبری که ماه‌ها بود پیگیرش بود. اولین کاری که کرد این بود که متن نهایی قانون را پیدا کند. می‌خواست ببیند بالاخره می‌تواند با این قانون شناسنامه‌دار شود یا نه. ۲۳ سالش بود و هنوز به شناسنامه نرسیده بود. یک خواهر بزرگ‌ترش قبل از سال ۱۳۸۵ شناسنامه گرفته بود. اما او... اوایل دهه‌ی ۸۰ همان وقت‌ها که او کودک بود، پدر افغانستانی‌اش یک روز از خانه بیرون زده بود و دیگر پیدایش نشده بود. کشته بودندش؟ رد مرز کرده بودندش به افغانستان؟ فرار کرده بود؟ هیچ وقت معلوم نشد. درد و…
ادامه مطلب
رویای پوسیده‌ی بازگشت

رویای پوسیده‌ی بازگشت

یادداشت‌های مطبوعاتی
یادداشت منتشر شده در دو‌شنبه ۱۵‌شهریور ۱۴۰۰، شماره ۴۰۸۹ روزنامه شرق. حالا دیگر در شرف بازنشستگی‌اند. کارمندان ادارات اتباع و مهاجرین خارجی و پلیس‌های نیروی انتظامی و نیروهای سایر دستگاه‌های مرتبط با امور مهاجرین در ایران که از اوایل دهه‌ی ۱۳۷۰ مشغول به کار شده بودند حالا دیگر آخرین روزهای خدمت‌شان را می‌گذرانند. نیروهایی که از همان روزهای اول خدمت‌شان یک رویای بزرگ را پروراندند و برایش سال‌ها زحمت کشیدند: رویای بازگشت افغانستانی‌ها به کشورشان. از سال ۱۳۷۲ که طرح «بازگشت آوارگان افغانی به موطنشان» در شورای امنیت ملی به تصویب رسید، اقدامات مختلفی برای مجبور کردن مهاجران افغانستانی به بازگشت به کشورشان صورت گرفته است. از افغانی‌بگیرهای نیروی انتظامی در دهه‌ی ۷۰ تا انواع و اقسام محدودیت‌های زیست شهروندی برای مهاجران. محال است پای درد و دل‌های نسل‌ دومی‌ها و…
ادامه مطلب
پرچم‌دار خون‌شریکیِ ایران و افغانستان

پرچم‌دار خون‌شریکیِ ایران و افغانستان

دیاران, یادداشت‌های مطبوعاتی
محمدسرور رجایی ۱. می‌خواستیم فیلم اکسدوس را توی دانشگاه تهران اکران کنیم. من فیلم را توی یک اکران خصوصی توی دانشگاه علامه طباطبایی دیده بودم. یادم نیست خود بهمن کیارستمی دعوتم کرده بود یا نه. فیلم در مورد مهاجران غیرقانونی و بدون مدرک افغانستانی در یکی از اردوگاه‌های بازگشت مهاجران بود. جایی که مشخصات‌شان ثبت می‌شد و داستان مهاجرت هر کدام‌شان از پشت شیشه روایت می‌شد. روایت جدیدی بود از یکی از مخوف‌ترین جاهای ایران: اردوگاه‌های اخراج مهاجران افغانستانی در ایران  که هیچ وقت سوژه‌ی رسانه‌ها و فیلم‌ها و داستان‌ها نبودند. همان‌جا چشمم را گرفت فیلم. چند هفته بعدش فیلم توی جشنواره‌ی سینما حقیقت بهترین مستند شد. یکی دو تا کارگردان افغانستانی به شدت فیلم را نواختند. انگ زدند که فیلم دروغ است و رفتار وزارت کشوری‌ها با مهاجران به این درجه از احترام…
ادامه مطلب