دیدار در هاوکر

دیدار در هاوکر

از روزهای سنگاپور, حاج سیاح
سنگاپور این‌جوری است که یک متخصص سرطان خون یکهو ناگهانی از یک کنفرانس توی فیلپین برمی‌گردد. یک روز توی سنگاپور استراحت می‌کند و بعد می‌خواهد با پرواز بعدی برود بیشکک قرقیزستان برای یک کنفرانس دیگر. بعد می‌گوید می‌خواهم بوتانیک گاردنز را ببینم. بعد می‌بینند که پیمان که تا دیروز کینگ سرخه‌حصار بوده، حالا شده کینگ بوتانیک گاردنز. به من پاسش می‌دهند و من هم خیلی تند و تیز و سرعتی می‌برمش دو تا از دریاچه‌های را نشانش می‌دهم، باغ ارکیده را بازدید می‌کنیم (برای من دانشجو بلیطش ۱ دلار بود و برای او که توریست خارجی محسوب می‌شد ۱۵ دلار) و از بخش جنگل آمازون بوتانیک گاردنز رد می‌شویم. ناهار را هم می‌رویم در هاکر آدام می‌خوریم. نمی‌دانم هاکر را چه تعریف کنم. معنای لغوی‌اش دستفروش است. این‌جوری است که…
Read More
کانون پرورش فکری و جشن هنر شیراز و هنر سیاست‌گذاری!

کانون پرورش فکری و جشن هنر شیراز و هنر سیاست‌گذاری!

از روزهای سنگاپور, حاج سیاح
پردیس اصلی دانشگاه ملی سنگاپور یک موزه دارد. سه طبقه است و خیلی تاریخ و هنر محور است. در مورد سنگاپور هم نیست راستش. طبقه‌ی اولش کامل به تمدن چین اختصاص دارد. طبقات بالا سایر تمدن‌های آسیایی. بین دیوارهای طبقه‌ی اول، مابین آثار نقاشان معاصر چینی که آثارشان در این موزه است، روی چند تا از دیوارهای سفید موزه، مستندات و نامه‌ها و نقل‌قول‌های مربوط به تاسیس این موزه و به طور کلی مبحث هنر و فرهنگ حک شده است. یکی از نامه‌ها از قول معاون اول نخست‌وزیر (آقای گو چوک تونگ) به معاون دوم بود در مورد گزارش مشورتی شورای هنر و فرهنگ سنگاپور در سال ۱۹۸۹. آقای گو چوک تونگ را در کنار لی کوآن یو از معماران سنگاپور مدرن می‌دانند و همین نامه‌ی یک صفحه‌ای برای من…
Read More
داستان رودخانه مکونگ: سدسازی و اثرات بیرونی آن

داستان رودخانه مکونگ: سدسازی و اثرات بیرونی آن

از روزهای سنگاپور
داستان سدسازی‌های چین بر رودخانه مکونگ: نیم ساعت آخر کلاس اقتصاد برای سیاست‌گذاری به بررسی اثرات بیرونی سدسازی‌های چین روی رودخانه‌ی مکونگ اختصاص داشت. استادمان از دکتر یو شیانگ لی از دانشگاه علوم و فناوری هنگ‌کنگ دعوت کرده بود که بیاید و عرض نیم ساعت یکی از آخرین مقالاتش در مورد اثرات سدسازی چین بر روی رودخانه‌ی مکونگ را ارائه بدهد. رودخانه‌ی مکونگ رودخانه‌ی بسیار طویلی است که از کوهستان‌های چین آغاز می‌شود و با عبور از میانمار، تایلند، لائوس و کامبوج به ویتنام می‌رسد. حیات و زندگی میلیون‌ها نفر در این ۶ کشور به این رودخانه‌ی پرآب وابسته است. چین بالادست‌ترین کشور در راه این رودخانه است. از سال ۱۹۹۰ تا به الان حدود ۱۱ سد هم بر این رودخانه ساخته است. دو تا سد Xiaowan و Nuozhadu جزء…
Read More
برنج ایرانی ناآرام است!

برنج ایرانی ناآرام است!

از روزهای سنگاپور
با خودم پلوپز برقی پارس‌خزر ۲ نفره آوردم. فکر کنم تمام مشتری‌های این پلوپزهای دونفره‌ی پارس‌خزر ایرانی‌هایی باشند که مهاجرت می‌کنند، به خصوص تحصیلی‌ها. پلوپز را یادم است رفتیم خیابان جمهوری خریدیم. فروشنده تا گفتیم پلوپز ۲ نفره گفت کدوم کشور می‌خواهید بروید؟ چون بعضی کشورها ۱۱۰ ولت‌اند و بعضی ۲۲۰ ولت. گفتم سنگاپور و گفت خب همین معمولی‌ها به کارت می‌آید.  پلوپزهای ایرانی یک ویژگی خاص دارند که پلوپزهای خارجی ندارند: ته‌دیگ درست می‌کنند! این را وقتی آمدم این‌جا فهمیدم. پلوپزهای بقیه‌ی بچه‌ها اصلا تو کار درست کردن ته‌دیگ نبود. اندونزیایی‌ها که کلا با پدیده‌ی ته‌دیگ بیگانه بودند. پلوی شفته دوست داشتند. پلوپزهای‌شان هم برای همین کار بود. یک ویژگی دیگر هم داشت که پلو را تا یک شبانه‌روز گرم و نرم نگه می‌داشت. اما راستش ته‌دیگ به کار…
Read More
گوش‌هام کیپ شدند!

گوش‌هام کیپ شدند!

از روزهای سنگاپور, سپهرداد
از هواپیما که پیاده شدم فهمیدم که کار دست خودم داده‌ام. بعد از یک ماه حضور در آب و هوای خشک ایران، مواجهه‌ی ناگهانی با هوای مرطوب سنگاپور کار دستم داد: گوش‌هایم کیپ شدند. نمی‌توانستم خوب بشنوم. بچه‌ها گفتند بعد از هواپیماسواری طولانی‌مدت این یک چیز معمول است. نگران نباش. بعد از دو روز به تنظیمات کارخانه برمی‌گردی. اما برنگشتم. حتی مهدی بهم قطره‌ی سدیم گلیسیریل داد. گفت این را بریز توی گوشت احتمالا درست می‌شود. حدس می‌زدم چه اتفاقی برایم افتاده است. چرک‌های توی گوشم که در ایران خشک بودند و احتمالا می‌شد با یک پنس از گوش کشیدشان بیرون، در مواجهه با رطوبت بالای سنگاپور حالت رقیق پیدا کرده بودند و سد راه امواج صوتی برای رسیدن به پرده‌ی گوشم شده بودند. بار اولم نبود. آخرین بار این…
Read More
سیاست‌های آموزشی سنگاپور

سیاست‌های آموزشی سنگاپور

از روزهای سنگاپور, کتاب‌باز
آقای گوپیناتان، استاد بازنشسته‌ی مدرسه‌ی لی کوآن یو است. تخصصش سیاستگذاری آموزش به خصوص در سنگاپور بوده است. در چند سال اخیر یک اندیشکده متمرکز بر سیاستگذاری آموزش داشت و گزارش‌های تحلیلی زیادی در مورد آموزش در سنگاپور کار کرده است. برای تحقیق درس مدیریت دولتی، کتاب «آموزش»ش را این ترم خواندم. کتاب «آموزش» یکی از کتاب‌های یک سری کتاب است که انتشارات استریت‌تایمز فکر کنم به مناسبت ۵۰ سالگی استقلال سنگاپور منتشر کرده بود. این سری کتاب‌های زیادی در مورد ابعاد مختلف حکمرانی و سیاستگذاری در سنگاپور دارد و آموزش هم یکی از آن‌هاست. آموزش را به عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه‌ی سنگاپور بعد از استقلالش در سال ۱۹۶۵ عنوان کرده‌اند. داستان این‌جوری بوده که بعد از جنگ جهانی دوم و مستقل شدن مستعمره‌های انگلیس یکی بعد از…
Read More
حذف ایران

حذف ایران

از روزهای سنگاپور, حاج سیاح, سپهرداد
وقتی بیدار شدم دیدم ساعت ۱ ظهر است. دقیقا ۱۳ ساعت خوابیده بودم و هنوز هم خوابم می‌آمد. هنوز باران می‌بارید. الان هم که دارم این‌ها را می‌نویسم هنوز باران می‌بارد. از لحظه‌ای که به سنگاپور رسیده‌ام آسمان یک سر، بدون توقف باریده است. شاید بیش از ۳۰ ساعت است که دارد بی‌وقفه باران می‌بارد. آن هم بارانی با قطره‌های درشت. نمی‌دانم هم که تا کی ادامه خواهد داشت. بعد از سفر تایلند یک راست برگشته بودم به ایران. چترم را داده بودم به جلال که بار چمدانم سبک‌تر باشد و بتوانم سوغاتی‌های بیشتری ببرم. حالا جلال آن سر شهر است و من بی‌چتر مانده‌ام و به خاطر باران شدید نمی‌روم بیرون که خریدهایم را بکنم و منتظر آغاز ترم بشوم.  پرواز از استانبول به سنگاپور خسته‌کننده‌تر از آن چیزی…
Read More
علت مرگ: نامعلوم

علت مرگ: نامعلوم

سپهرداد
قدیر گفت برای‌تان یک سانس اختصاصی گرفته‌ام. هفته‌ی آخر ماندنم در ایران بود و باید یک فیلم خوب می‌دیدم. دروغ نمی‌گفت. سالن موناکوی سینمای چهارراه نظام‌آباد برای ما غوروق شده بود. برای ما ۶ نفر بچه‌های مرکز ۲۸. کل سالن هم ۱۰ تا صندلی داشت. پرده هم زیاد بزرگ نبود. فقط به این اندازه‌ که در تاریکی سالن تمام توجهت به فیلم باشد و «علت مرگ نامعلوم» خیلی بهتر از آن چیزی بود که انتظارش را داشتم. وسطش نه چرت زدم و نه خسته شدم. بعد از مدت‌ها یادم آورد که من چه‌قدر فیلم‌های جاده‌ای را دوست دارم... و «علت مرگ نامعلوم» خیلی بهتر از آن چیزی بود که انتظارش را داشتم. وسطش نه چرت زدم و نه خسته شدم. بعد از مدت‌ها یادم آورد که من چه‌قدر فیلم‌های جاده‌ای…
Read More
کاشف‌السلطنه (محمدمیرزا کاشف چایکار)

کاشف‌السلطنه (محمدمیرزا کاشف چایکار)

کتاب‌باز
کتاب زندگی‌نامه‌ی کیشور محبوبانی «زیستن در قرن آسیایی» را به ۵۰ صفحه‌ی آخرش رسیدم و کتاب «کاشف‌السلطنه» را تمام کردم. هر دوی‌شان در مورد زندگی دیپلمات‌ها بودند. محبوبانی یک دیپلمات سنگاپوری که مدرسه‌ی لی‌ کوآن یو را تاسیس کرد و کاشف‌السلطنه یک دیپلمات ایرانی که چای را بومی ایران و شهر لاهیجان کرد. نمی‌دانم چرا خوراک کتابی این یک ماهم شد خواندن زندگی‌نامه‌ی دو دیپلمات. اما شده است دیگر. این جور وقت‌ها جملات پل استر را زمزمه می‌کنم: کلمات عوض نمی‌شوند، اما کتاب‌ها همیشه در حال تغییرند. عوالم مختلف پیوسته تغییر می‌کنند، افراد عوض می‌شوند، کتابی را در وقت مناسبی پیدا می‌کنند و آن کتاب جوابگوی چیزی است، نیازی، آرزویی. دلم می‌خواست هم کتاب بخرم هم دفترچه یادداشت. دلم پیاده‌روی در لاهیجان هم می‌خواست. سلانه سلانه برای خودم راه افتادم.…
Read More
دستشویی و مهاجرت

دستشویی و مهاجرت

از روزهای سنگاپور, سپهرداد
داشتم کتاب زندگی‌نامه‌ی کیشور محبوبانی (زیستن در قرن آسیایی) را می‌خواندم. یک جایی از کتابش در مورد روزهای کودکی‌اش از یک اتفاق بسیار مهم صحبت می‌کند: روزی که توالت خانه‌شان دارای فلاش‌تانک می‌شود. قبل از آن روز، توالت‌شان یک مخزن داشت که صبح به صبح یک سری می‌آمدند تخلیه‌اش می‌کردند. صبح‌ها بعد از تخلیه، دستشویی رفتن اکی بود. اما عصرها که خروجی‌های اعضای خانواده توی مخزن جمع می‌شد دستشویی رفتن و بوی مهوع آن دردناک می‌شد. روزی که خانه‌شان دارای فلاش‌تانک شد و امکان تخلیه‌ی لحظه‌ای برای توالت خانه‌شان فراهم شد، برای خانواده‌ی فقیر کیشور محبوبانی یک پیشرفت بسیار مهم محسوب می‌شد. یاد خودم افتادم. همیشه ته ذهنم فکر می‌کردم که سخت‌ترین بخش مهاجرت عادت به دستشویی جدید خواهد بود. شاید برای خیلی‌ها چیزهای دیگر سخت باشد. مثلا وقتی می‌رفتم…
Read More