یادداشت پیمان حقیقتطلب در روز سهشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰، شماره ۴۱۶۳ روزنامه شرق پیرامون اجرای کند قانون تابعیت فرزندان مادر ایرانی. شاهعصمتالله میگوید همهی مدارکم تکمیل است. برای بچههایم همان اول کار گواهی تولد از ثبتاحوال گرفتم. فردای روز عروسی با همسر ایرانیام قبل از هر کاری رفتم و درخواست ثبت ازدواج کردم. دو سال طول کشید تا ازدواجم ثبت شود. متولد ایران هستم و هیچ روزی از حضورم در ایران غیرقانونی نبوده. همیشه مدرک اقامتی داشتهام. حالا یک سال و نیم است که برای بچههایم طبق قانون جدید درخواست شناسنامه دادهام. اما هیچ خبری نیست. دخترم ۷ ساله شده و باید مدرسه برود. اگر با پاسپورت افغانستانی در مدرسه ثبتنام شود بعدا باید کلی دوندگی کنم که بگویم دخترم شناسنامه گرفته و ایرانی است. میگوید پسر فامیلمان اینطوری شد. بر…
سفرنامهی «چای سبز در پل سرخ» به قلم پیمان حقیقتطلب، محسن شهرابی فراهانی و حسین شیرازی توسط انجمن دیاران منتشر شد. به گزارش کتاب نیوز، یادداشتهای سفر کوتاه سه تن از اعضای انجمن دیاران _ که با هدف بهبود زیست مهاجران در ایران فعال است _ در قالب کتاب «چای سبز در پل سرخ» توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شد. حضور میلیونها مهاجر افغانستانی در دهههای اخیر باعث شده تا همزیستی مشترک اهالی ایران و افغانستان بیش از هر دو ملتی در جهان باشد. اما علیرغم این نزدیکی و همزیستی، قفسهی سفرنامهها به افغانستان _و بالعکس_ آنقدرها شلوغ و پر از کتاب نیست. کتاب «چای سبز در پل سرخ» را میتوان یکی از آخرین سفرنامههای ایرانی قبل از سقوط طالبان دانست.سیدپیمان حقیقتطلب (1368- )، محسن شهرابی فراهانی (1368- ) و حسین شیرازی (1364- )، سه نفر از موسسان…
«دختر ترکستانی» مجموعهای از هفت داستان کوتاه است. هفت داستان با نامهایی زنانه: قیمت، خجسته، گندم، دختر ترکستانی، شکردخت، حواگل و شکریه. طرح جلد کتاب نیمرخ زنی است که ترکیب رنگش یادآور سه رنگ پرچم سابق کشور افغانستان است: زنی با لباس سبز، روسری سیاه و سربند و قلب کوچک قرمزرنگی که به جای چشم نشسته و به تو میگوید که قرار است با مجموعهای عاشقانه روبهرو شوی. شخصیت اول تمام هفت داستان این مجموعه مردان افغانستانی هستند. مردانی که در مرکزیت زندگی آنان زنی افغانستانی قرار دارد (همان زنی که نامش بر پیشانی داستان است). زنانی که انگیزهی اصلی کنشهای مرداناند. دختر ترکستانی نویسنده: احمد مدقق ناشر: صاد نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۴۰۰ تعداد صفحات: ۹۰ کتاب دختر ترکستانی مجموعهای از هفت داستان کوتاه است. هفت داستان با نامهایی زنانه: قیمت، خجسته، گندم،…
بررسی قانون اعطای تابعیت به مادرایرانیها در یکسالگی این قانون. منتشر شده در روزنامه شرق مورخ اول مهر ماه ۱۴۰۰. دوم مهر ماه سال ۱۳۹۸ بود که مدینه خبر تأیید نهایی اصلاح قانون تابعیت فرزندان مادر ایرانی را شنید. خبری که ماهها بود پیگیرش بود. اولین کاری که کرد این بود که متن نهایی قانون را پیدا کند. میخواست ببیند بالاخره میتواند با این قانون شناسنامهدار شود یا نه. ۲۳ سالش بود و هنوز به شناسنامه نرسیده بود. یک خواهر بزرگترش قبل از سال ۱۳۸۵ شناسنامه گرفته بود. اما او... اوایل دههی ۸۰ همان وقتها که او کودک بود، پدر افغانستانیاش یک روز از خانه بیرون زده بود و دیگر پیدایش نشده بود. کشته بودندش؟ رد مرز کرده بودندش به افغانستان؟ فرار کرده بود؟ هیچ وقت معلوم نشد. درد و…
یادداشت منتشر شده در دوشنبه ۱۵شهریور ۱۴۰۰، شماره ۴۰۸۹ روزنامه شرق. حالا دیگر در شرف بازنشستگیاند. کارمندان ادارات اتباع و مهاجرین خارجی و پلیسهای نیروی انتظامی و نیروهای سایر دستگاههای مرتبط با امور مهاجرین در ایران که از اوایل دههی ۱۳۷۰ مشغول به کار شده بودند حالا دیگر آخرین روزهای خدمتشان را میگذرانند. نیروهایی که از همان روزهای اول خدمتشان یک رویای بزرگ را پروراندند و برایش سالها زحمت کشیدند: رویای بازگشت افغانستانیها به کشورشان. از سال ۱۳۷۲ که طرح «بازگشت آوارگان افغانی به موطنشان» در شورای امنیت ملی به تصویب رسید، اقدامات مختلفی برای مجبور کردن مهاجران افغانستانی به بازگشت به کشورشان صورت گرفته است. از افغانیبگیرهای نیروی انتظامی در دههی ۷۰ تا انواع و اقسام محدودیتهای زیست شهروندی برای مهاجران. محال است پای درد و دلهای نسل دومیها و…
مصاحبه با روزنامه شرق در مورد موج مهاجرتی پس از استقرار طالبان در مرداد ۱۴۰۰. نیلوفر حامدی : نان خریده بود که به خانه ببرد. بمب و آتش اما امانش نداد. دوچرخهای که نانها را به آن بسته بود نقش بر زمین شد. کلیک میکنم تا تصویر بعدی باز شود. عکسی از سفره یک خانواده است؛ البته که سفره یک خانواده «بود». حالا دیگر در میان کاسههای وعده ناهارش خاک و گِل نشسته، آب درونِ لیوانها همه سرریز شده و خبری از اهالی خانه نیست. عکس بعدی خیابان شلوغی را نشان میدهد که مردمان مشوش آن به هر سو گریزاناند. خودروها همه بار سفر بستهاند؛ به کجا؟ هرجا که طالبان نباشد. اما به هر ولایتی که میرسند، طالبان پیش از آنها آنجا خانه کرده است. راهی ندارند جز رهاکردن کاشانه و…