بوطیقای مهاجرت به ایران

بوطیقای مهاجرت به ایران

کتاب‌باز
وطن‌دار که به افغانستانی معنای «هم‌وطن» می‌دهد، روایت ۲۸ افغانستانی از مهاجرت به ایران و تجربه‌ی زندگی در ایران است. همه‌ی این ۲۸ افغانستانی شاعر و نویسنده‌اند. اکثریت آنان هنوز در ایران سکونت دارند و چند نفرشان نیز یا به افغانستان بازگشته‌اند یا به سوئد و استرالیا مهاجرت کرده‌اند. این ۲۸ روایت همانند قطعات یک پازل‌اند که در کنار هم قرار دادن‌شان تصویری از حضور ۴۰ ساله‌ی مهاجران افغانستانی در ایران ارائه می‌کند. البته که این تصویر نمایانگر تجربه‌ی قشر خاصی از مهاجران افغانستانی (شاعران، نویسندگان و تحصیل‌کردگان) است و به هیچ وجه نمی‌توان آن را تصویری همه جانبه از تجربه‌ی حضور چند میلیون مهاجر نامید. مهاجرت از بزرگ‌ترین اتفاقات بشری است. خیلی از تاریخ‌ها از مهاجرت شروع می‌شوند. مبدأ اکثر کتاب‌های تاریخ ایران، مهاجرت قوم آریایی به فلات ایران…
Read More
خون‌بازی

خون‌بازی

سپهرداد
روز خونینی بود.صبح‌ها و عصرها توی مترو چرت می‌زنم. گاهی کامل می‌خوابم. دلیل اصلی‌اش این است که حوصله‌ی دیدن چهره‌ی مات و یخ‌زده‌ی آدم‌ها توی مترو را ندارم. حوصله‌ی دیدن این چهره‌ها توی ترافیک را هم ندارم. اصلا حوصله‌ی دیدن چهره‌ی آدم‌های فلک‌زده‌ی تهران به هنگام رفت‌وآمدهای‌شان را ندارم. حوصله‌ی دیدن خودم در آینه را هم. صبح علی‌الطلوع بود و چرت می‌زدم. یک لحظه چشم‌هایم را باز کردم که ببینم کجاییم. به ایستگاه امام خمینی رسیده بودیم. درها باز شدند و نصف افراد توی مترو پیاده شدند و چند نفری هم سوار شدند. هنوز در باز بود که یکهو مردی که گوشه‌ی کنار در چمباتمه زده بود، با کله رفت توی فاصله‌ی بین سکو و قطار. نمی‌دانم چرت زده بود و یکهو تعادلش از بین رفته بود یا سکته کرده…
Read More
آغازها

آغازها

کتاب‌باز
اصلا فکر نمی‌کردم همچه شاهکاری باشد. فکر می‌کردم رمانی در مورد مهاجرت کودکان از مکزیک به آمریکا و رد مرزشان خواهم خواند. نمونه‌ی ایرانی‌اش، «فقط با یک گره» بود که خوانده و لذت برده بودم. حس می‌کردم که «بایگانی کودکان گمشده» هم همان قصه و روایت باشد، اما با فرمی دیگر. این فرمی دیگرش خیلی فرمی دیگر بود. من را دیوانه کرد. یک رمان جاده‌ای فوق‌العاده که هم به موضوع کودکان مهاجر پرداخته بود و هم تاریخ آمریکا را روایت کرده بود و هم سرشار بود از پیچیدگی‌های روابط انسانی. راستش از آن کتاب‌ها هم بود که اول به اسم نویسنده‌اش توجه نکرده بودم. بعد از ۴۰-۵۰ صفحه که سبک روایت من را گرفت فهمیدم که این والریا لوییزلی همان والریا لوییزلی کتاب «اگر به خودم برگردم» است. حس می‌کردم…
Read More
افغانی‌بگیر در اوج

افغانی‌بگیر در اوج

یادداشت‌های مطبوعاتی
یادداشت پیمان حقیقت‌طلب در روز یک‌شنبه ۵ دی ۱۴۰۰، شماره ۴۱۷۹ روزنامه‌ی شرق در مورد دستگیری و رد مرز مهاجران افغانستانی. «افغانی‌بگیر» تجربه‌ی مشترک خیلی از مهاجران افغانستانی در ایران است. پدیده‌ای که از اوایل دهه‌ی ۷۰ شروع شده و تا به امروز ادامه دارد. پلیس و نیروهای انتظامی به آن می‌گویند: «جمع‌آوری مهاجران غیرقانونی»، اما خود مهاجران افغانستانی به آن می‌گویند: «بگیر بگیر»، «هواخوری اجباری»، «افغانی‌بگیر» و... بصیراحمد حسین‌زاده، روزنامه‌نگار افغانستانی در خاطرات سال ۱۳۷۳ خود می‌نویسد: «این روزها با مهاجرین افغانی در مشهد به شدت برخورد می‌شود. آقای مفیدی استاندار خراسان جدا از دولت مرکزی عمل می‌کند. در تهران و سایر شهرها فقط افراد فاقد مدرک را دستگیر می‌کنند، ولی در مشهد هر افغانی که به دست مأموران افتاد، اگر مدرک نداشت که همان‌جا بلافاصله دستگیر می‌شود و اگر…
Read More
دزدی به سبک تیپاکس

دزدی به سبک تیپاکس

سپهرداد
برای فروش «چای سبز در پل سرخ» چند تا راه‌کار داشتیم: همه چیز را بسپریم به ناشر و خودمان را کنار بکشیم یا این‌که خودمان هم در فرآیند فروش سهیم شویم. در بازار کتاب ایران ناشر اهمیت چندانی ندارد و پخش کتاب‌ها هستند که وظیفه‌ی فروش را بر عهده دارند. برخلاف ناشرها، تعداد پخش‌های کتاب محدود است. فقط سه-چهار تا ناشر هستند که خودشان هم پخش کتاب دارند و بقیه ناشرها وابسته‌ی پخش‌ها هستند. پخش‌ها هم ناز دارند. کتاب را برمی‌دارند و پخش می‌کنند؛ اما پرداخت‌ها معمولا ۶ ماه و ۱ سال و... طول می‌کشد. گستردگی جغرافیای ایران را که در نظر می‌گیری می‌بینی خب حق هم دارند. البته بار این کاستی‌ها و دیر پرداخت شدن‌ها و... به دوش ناشرها نمی‌افتد. اگر این طور بود که با این همه گرانی و…
Read More
پیش به سوی پیری باکیفیت: در ستایش ژاپن

پیش به سوی پیری باکیفیت: در ستایش ژاپن

سپهرداد, من و پاندا
در ستایش پیری باکیفیت... یکی از اشتباهات سرمایه‌گذارانه‌ی زندگی من در سالیان اخیر نگه داشتن کیومیزو بود. در سالیانی که تنها راه امان از تورم لجام‌گسیخته تبدیل آن به کالا و پایین آوردن استانداردهای زندگی در حد مرگ است، نگه داشتن کیومیزو برایم اشتباهی استراتژیک بود. ۴ سال پیش کیومیزو را می‌توانستم به ۴۰ میلیون تومان بفروشم. در آن زمان خودرویی چینی به نام ایکس۲۲ حدود ۶۵ میلیون تومان قیمت داشت که ۱۸ میلیون‌ تومانش را حین تحویل خودرو دریافت می‌کردند و مابقی اقساطی. آن زمان به خودم گفته بودم که کیومیزو ماشینی ژاپنی است و مطمئنا کیفیت و مطلوبیت سواری‌اش بیشتر از حتی یک ماشین ۱۵ سال جوان‌تر از خودش است. نفروخته بودمش و نخریده بودمش. آن خودروی چینی طی ۴ سال به قیمت ۴۳۰ میلیون تومان رسید و…
Read More
ایران جزو ۲۰ کشور اول مهاجرپذیر دنیا

ایران جزو ۲۰ کشور اول مهاجرپذیر دنیا

چندرسانه‌ای, مصاحبه‌ها
مصاحبه‌ی پیمان حقیقت‌طلب با «اتاق ایران آنلاین- پایگاه خبری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران» به مناسبت روز جهانی مهاجران در ۲۷ آذر سال ۱۴۰۰. پیمان حقیقت طلب پژوهشگر می‌گوید: برای بهرمندی از مزایای اقتصادی و تجاری اتباع در ایران باید به دنبال تغییر نگرش‌ها به مهاجران باشیم. (منبع)
Read More
کتیرایی‌ها و آشغال‌جمع‌کن‌ها

کتیرایی‌ها و آشغال‌جمع‌کن‌ها

سپهرداد
توی فیلم‌های امسال جشنواره‌ی سینما حقیقت دو تا فیلم هستند که خیلی دوست دارم ببینم‌شان: «شازده حمام» و «گود». شازده حمام در مورد محمدحسین پاپلی یزدی (نویسنده‌ی کتاب شازده حمام) است. هر چهار جلد کتاب «شازده‌ حمام» را با وجود قطور و خیلی گران بودن خریده‌ام و خوانده‌ام. اصولاً وقتی پول بابت کتاب می‌دهم می‌خوانم. ولی اگر کتابه خوب نباشد فحش و لعنت نثار نویسنده می‌کنم که کاغذ و پول من را حرام کرده. شازده حمام این طوری نبود. حتی جلد اول و دومش را می‌توانم شاهکار بلامنازع بنامم. حدود ۱۲۰ صفحه از کتاب شازده حمام روایتی فوق‌العاده‌ست به نام «کتیرایی‌ها». کتیرایی‌ها قصه‌ی مردان و کودکان اهل بافق در دهه‌ی ۴۰  شمسی است که از زور فقر و نداری هر سال به نواحی کردستان می‌رفتند تا با کتیراگیری درآمد کسب کنند…
Read More
۵۵ سال در انتظار یک شناسنامه

۵۵ سال در انتظار یک شناسنامه

یادداشت‌های مطبوعاتی
یادداشت پیمان حقیقت‌طلب در روز سه‌شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰، شماره ۴۱۶۳ روزنامه شرق پیرامون اجرای کند قانون تابعیت فرزندان مادر ایرانی. شاه‌عصمت‌الله می‌گوید همه‌ی مدارکم تکمیل است. برای بچه‌هایم همان اول کار گواهی تولد از ثبت‌احوال گرفتم. فردای روز عروسی با همسر ایرانی‌ام قبل از هر کاری رفتم و درخواست ثبت ازدواج کردم. دو سال طول کشید تا ازدواجم ثبت شود. متولد ایران هستم و هیچ روزی از حضورم در ایران غیرقانونی نبوده. همیشه مدرک اقامتی داشته‌ام. حالا یک سال و نیم است که برای بچه‌هایم طبق قانون جدید درخواست شناسنامه داده‌ام. اما هیچ خبری نیست. دخترم ۷ ساله شده و باید مدرسه برود. اگر با پاسپورت افغانستانی در مدرسه ثبت‌نام شود بعدا باید کلی دوندگی کنم که بگویم دخترم شناسنامه گرفته و ایرانی است. می‌گوید پسر فامیل‌مان این‌طوری شد. بر…
Read More
سفر به افغانستان با چای سبز در پل سرخ

سفر به افغانستان با چای سبز در پل سرخ

چای سبز در پل سرخ, چندرسانه‌ای, دیاران
سفرنامه‌ی «چای سبز در پل سرخ» به قلم پیمان حقیقت‌طلب، محسن شهرابی فراهانی و حسین شیرازی توسط انجمن دیاران منتشر شد. به گزارش کتاب نیوز، یادداشت‌های سفر کوتاه سه تن از اعضای انجمن دیاران _ که با هدف بهبود زیست مهاجران در ایران فعال است _ در قالب کتاب «چای سبز در پل سرخ» توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شد. حضور میلیون‌ها مهاجر افغانستانی در دهه‌های اخیر باعث شده تا هم‌زیستی مشترک اهالی ایران و افغانستان بیش از هر دو ملتی در جهان باشد. اما علی‌رغم این نزدیکی و هم‌زیستی، قفسه‌ی سفرنامه‌ها به افغانستان _و بالعکس_ آن‌قدرها شلوغ و پر از کتاب نیست. کتاب «چای سبز در پل سرخ» را می‌توان یکی از آخرین سفرنامه‌های ایرانی قبل از سقوط طالبان دانست.سیدپیمان حقیقت‌طلب (1368- )، محسن شهرابی فراهانی (1368- ) و حسین شیرازی (1364- )، سه نفر از موسسان…
Read More