وقتی آدم‌هایت به تاماساکو می‌روند تو چه می‌توانی بکنی؟

وقتی آدم‌هایت به تاماساکو می‌روند تو چه می‌توانی بکنی؟

کتاب‌باز
فلامک جنیدی را با طنزهای مهران مدیری در سال‌های دور می شناسیم. بازیگری که خنده‌هایی گشاد بر لبش می‌نشست و نقش دخترانی خنگ را بازی می‌کرد. بازیگری که توی مجموعه‌ی طنزهای مهران مدیری خوب می‌نشست و متناسب با فضای آن طنزها بود. اما فلامک جنیدی داستان‌نویس اصلاً اهل شوخی و طنز و هزل و خنده نیست. مجموعه داستان او درباره زنانی است که از رابطه‌های عاطفی بیرون آمده‌اند. حال باید با یادها و خاطره‌های رابطه‌ی پیشین چه کنند؟ با باقی‌مانده‌های رابطه که گویی تمام زندگی‌شان را هم دربرگرفته چه کنند؟ جایی به نام تاماساکو نویسنده: فلامک جنیدی ناشر: چشمه نوبت چاپ: ۲ سال چاپ: ۱۳۹۳ تعداد صفحات: ۸۵ جایی به نام تاماساکو مجموعه‌ی هفت داستان کوتاه از فلامک جنیدی است. هفت داستان از زنانی تنها و رابطه‌هایی شکننده بین آدم‌ها. فضای عموم داستان‌ها در آپارتمان‌ها و…
Read More
نگاه فرادستانه‌ی ما به کودکان کارگر افغانستانی

نگاه فرادستانه‌ی ما به کودکان کارگر افغانستانی

کتاب‌باز
انگار لال شده بودم… عنوانش را از تکه‌ای از داستان بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری صمد بهرنگی وام گرفته است اما عنوان فرعی کتاب گویای موضوع آن است: «یک مردم‌نگاری از کودکان کارگر افغانستانی در تهران». کتاب مجموع ۹ جستار از سپیده سالاروند است در تجربه‌‌ی میدانی‌اش از دمخور شدن با کودکان کارگر افغانستانی در مکان‌هایی چون خانه کودک ناصرخسرو، گود زباله‌ی سعید و… مفهوم «فرادستی» و «فرودستی» در قلب مفاهیم این کتاب قرار دارد. در جای جای جستارها، سپیده سالاروند نگاه فرودستی و فرادستی را عیان می‌کند و آسیب‌های آن را گوشزد می‌کند. انگار لال شده بودم… نویسنده: سپیده سالاروند ناشر: خرد سرخ نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۸ تعداد صفحات: ۲۵۲ یکروز جهانی مهاجران بود. توی متروی امام خمینی نمایشگاه کتاب‌های مهاجرتی برپا کرده بودیم. هر کتابی که رگه‌هایی از مهاجرت…
Read More
کمدی داستایوسکی

کمدی داستایوسکی

کتاب‌باز
لعنت بر داستایوسکی دقیقا از صحنه‌ی جنایت شروع می‌شود. از لحظه‌ای که رسول تبر را بلند می‌کند و همانند راسکولنیکف پیرزن رباخوار را می‌کشد. لعنت بر داستایوسکی مانند جاده‌ای است که از کنار رودخانه‌ی جنایت و مکافات عبور می‌کند. سیر و روند همان سیر و روند رودخانه است. اما گاه مسیر جاده از رودخانه دور می‌شود و گاه نزدیک می‌شود. عتیق رحیمی بیش از تأکید بر شرح حالات یک وجدان بیدار پس از ارتکاب قتل، خواسته که سرنوشت جامعه‌ی افغانستان را در بستر وقایع جنایت و مکافات متبلور کند. لعنت به داستایوسکی نویسنده: عتیق رحیمی مترجم: مهدی غبرایی ناشر: ثالث نوبت چاپ: ۲ سال چاپ: ۱۳۹۶ تعداد صفحات: ۲۴۰ عتیق رحیمی نویسنده‌ و فیلم‌ساز افغانستانی ساکن پاریس است. هم در عرصه‌ی نویسندگی و هم در عرصه‌ی فیلم‌سازی موفق بوده است. در سال ۲۰۰۸ به خاطر رمان سنگ صبور توانست جایزه‌ی گنکور را از…
Read More
غریبانه‌های مهاجران

غریبانه‌های مهاجران

کتاب‌باز
غم غریبی و غربت از دسته‌ی کتاب‌های گلچین است. در این کتاب گزیده‌ای از شعرها،‌ مقالات، داستان‌ها، رمان‌ها، مصاحبه‌ها و روایت‌های شاعران و نویسندگان و پژوهشگران مختلف پیرامون موضوع غربت و غریبی در ۱۰ فصل روایت شده‌اند که همین موضوع به خواننده این امکان را می‌دهد تا صداهای مختلف را در کنار هم بخواند. با این حال کتاب دو ایراد مهم دارد: یکی جا افتادن برخی صداهای قابل توجه و دیگری نگاه جانب‌دارانه‌ی نویسنده‌ به پدیده‌ی مهاجرت. غم غریبی و غربت نویسنده: محمد افتخاری ناشر: نشر فنجان نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۸ تعداد صفحات: ۲۰۲ شابک: ۹۷۸۶۰۰۹۹۶۴۲۴۶ توی موسیقی و چندرسانه‌ای بهش می‌گویند «رمیکس». قطعه‌ای که با ترکیب، حذف و اضافه و تغییر چند آهنگ و فیلم و عکس مستقل به دست می‌آید. هم هویت آن‌ها را دارد و هم هویت خاص خودش را. توی نقاشی…
Read More
نسل دومی‌ها ریشه در کدام خاک دارند؟

نسل دومی‌ها ریشه در کدام خاک دارند؟

کتاب‌باز
ایران سال‌ها میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی و عراقی بود. جوامعی که از نظر جمعیتی، درصدی معنادار از جمعیت ایران را در سال‌های گذشته و اکنون تشکیل داده‌اند، اما داستان‌ها و روایت‌ها در مورد آنان کم است. در مورد نسل دوم مهاجران حتی کمتر. افغانی‌کِشی («افغانی‌کِشی» یک شغل است. یک جور قاچاق انسان) نوشته محمدرضا ذوالعلی یکی از معدود رمان‌هایی است که در سالیان گذشته به روایت نسل دوم مهاجران افغانستانی در ایران پرداخته است. افغانی‌کشی رمانی جاده‌ای با الگوی سفر است که به وقایع پیش‌آمده در سفر یک مادر و دختر افغانستانی از کرمان به زاهدان می‌پردازد. افغانی‌کشی نویسنده: محمدرضا ذوالعلی ناشر: پیدایش نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۴ تعداد صفحات: ۳۲۷ تعریف عام از مهاجر کسی است که در سرزمینی زندگی می‌کند که در آن به دنیا نیامده است. بر اساس این تعریف، طبق آخرین آماری…
Read More
زیست دیاسپورایی ارامنه در ایران

زیست دیاسپورایی ارامنه در ایران

کتاب‌باز
در فرهنگ عامه‌ی ایرانی، ارامنه همواره با چند ویژگی و عادت کلیشه‌ای به یاد آورده می‌شوند. کلیشه‌های ذهنی جامعه‌ی ایران به ارامنه‌ی ایران چیزی است که صافاریان می‌کوشد تا در یادداشت‌هایش آن را به چالش بکشد. ارامنه‌ در جامعه‌ی امروز ایران یک اقلیت‌اند. قانون اساسی کشور از آن‌ها به عنوان اقلیت دینی نام می‌برد. اما صافاریان در جای جای کتاب بیان می‌کند که ارامنه در ایران، یک اقلیت‌ ملی‌اند.   ساکن دو فرهنگ نویسنده: روبرت صافاریان ناشر: مرکز نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۸ تعداد صفحات: ۱۸۵ در فلکه‌ی دوم تهرانپارس یک مجتمع مسکونی قرار دارد به نام رستم‌باغ. یک مجتمع چند کیلومتر مربعی که محل سکونت بسیاری از زرتشتیان محله است. درهای این مجتمع اکثر اوقات بسته است. ساختمان آتشکده‌ی آن رو به خیابان قرار دارد و از پشت دیوار شعارهای سه‌گانه‌ی «گفتار نیک،…
Read More
فریزشدگی طبقاتی

فریزشدگی طبقاتی

سپهرداد, کتاب‌باز
روی آورده‌ام به کتاب‌های صوتی؛ به دلایل مختلف. روزهایی که اطراف خانه و توی سرخه‌حصار دوچرخه سوار می‌شوم آن‌قدر آرام هستم که می‌توانم علاوه بر دوچرخه‌سواری کار دیگری هم انجام بدهم. چه کاری بهتر از کتاب‌های صوتی؟ شب‌ها چشم‌هایم جان دنبال کردن کلمه‌ها بر صفحات کاغذ را ندارند. دو صفحه کتاب که می‌خوانم خوابم می‌برد. چشم‌های ضعیفم را یارای صفحات طولانی نیست.  چه کاری بهتر از کتاب‌های صوتی که کسی برایم بخواند و من گوش بدهم؟ تازه اگر سر حال باشم سرعت خوانش را هم گاه دو برابر می‌کنم که در مدت کوتاه‌تر کتاب بیشتری گوش بدهم! چند وقت پیش کتاب «حیوان قصه‌گو» را می‌خواندم. کتاب جانداری بود در مورد میل فطری بشر به دنبال کردن قصه‌ها. یک جاییش نوشته بود برای بشر هزاران سال قصه یک امر شنیدنی و…
Read More
سفر برگذشتنی: صلح خاورمیانه از بدخشان شروع خواهد شد!

سفر برگذشتنی: صلح خاورمیانه از بدخشان شروع خواهد شد!

کتاب‌باز
معرفی کتاب سفر برگذشتنی (پا به‌پای ناصرخسرو بر جاده‌ی ابریشم) 1- “کشتی‌های عتیق شمادر آب‌های من پهلو گرفته‌اندملوانان سالخورده هنوزمیخانه‌های فینیقیه را خوب به خاطر دارندشب‌های پرستاره بغداد را به یادتان می‌آورمو دخترم شهرزاد راکه طعم قصه‌هایش هنوززیر پلک‌های شماستزرتشت، نوح،‌ موسا،‌ مسیح، محمدپسران من‌اندو دختران منمریم و هاجردو ماه‌پاره در هلال خصیبدر من به تحقیر منگریدمنخاورمیانه‌ام.” ( از کتاب خرده ریزخاطره ها و شعرهای خاورمیانه/ سروده‌ی حافظ موسوی)2- کتاب “سفر برگذشتنی” یک سفرنامه‌ی دوجلدی است. یک سفرنامه‌ی مفصل که داستان شروعش وجدانگیز است. آقای توکلی صابری قصه‌ی شروع سفرش را در مقدمه این‌گونه شرح می‌دهد: “در فروردین سال 1379 خورشیدی،‌ یعنی سه سال پیش از شروع سفر هنگام خواندن دیوان ناصرخسرو دریافتم که درگذشت او در سال 382 خورشیدی است. با خود گفتم که سه سال بعد هزارمین زادروز ناصرخسرو و چهل‌وچهار سال بعد هزارمین سال روز…
Read More
سمرقند دقیقا کجاست؟

سمرقند دقیقا کجاست؟

سپهرداد, کتاب‌باز
این روزها مشغول خواندن رمان ریگستان هستم. قبل از نام کتاب نام نویسنده بود که من را جذب کرد: شهزاده سمرقندی (نظروا)،‌ اهل ازبکستان و شهر سمرقند، ساکن کشور هلند که تابه‌حال سه رمان به زبان فارسی نوشته است: سندروم استکهلم، زمین مادران و ریگستان. با خودم گفتم این دیگر چه بانویی است، اهل ازبکستان باشی و به زبان فارسی رمان بنویسی؟ چه قدر یک آدم می‌تواند عاشق یک فرهنگ باشد مگر؟ پشت جلد کتاب نوشته بود که شهزاده سمرقندی به علت حشرونشر با ایرانیان و علاقه مفرط به فرهنگ و زبان فارسی‌زبانش دیگر نه تاجیکی که به فارسی سخت نزدیک است. شهزاده سمرقندی و کتابش باعث شد که علاوه بر خواندن داستان خود کتاب (که خیلی خوب و قشنگ از تیغ سانسور هم در امان مانده) در مورد تاجیکستان…
Read More
این جیمز جویس هم لعنتی بودها!‏

این جیمز جویس هم لعنتی بودها!‏

سپهرداد, کتاب‌باز
تجربه‌ی خواندن داستان مردگان جیمز جویس هشدار: خطر لو رفتن داستان مردگان- می‌توانید قبل از خواندن این نوشته داستان را از مجموعه داستان «دوبلینی‌ها» یا ‏مجموعه‌ی «بهترین داستان‌های کوتاه جیمز جویس» بخوانید.‏ من ترجمه ی احمد گلشیری را خواندم. اعتراف می‌کنم که 45 صفحه‌ی اول از 70 صفحه‌ی داستان را خیلی کند و طی چند نشست خواندم. دو سه بار هم پیش ‏خودم گفتم چرا به این می‌گویند شاهکار جیمز جویس؟ خبری از سیال ذهن و لفاظی و این حرف‌ها هم نبود که تقصیر ‏ترجمه بیندازم. ‏ داستان یک مهمانی سالیانه بود. سه خواهر سالخورده به‌رسم سال‌های گذشته مهمانی شب کریسمس برگزار می‌کردند. ‏ورود مهمان‌ها. برفی که در سراسر کشور ایرلند شروع به باریدن کرده بود. سرمای بیرون. گرمای خنده‌ها و گپ و گفت ‏های کسالت‌آور آدم‌های توی مهمانی. پیانو…
Read More